محمد تقي جعفري
109
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ترجمهء خطبهء بيست و پنجم خطبه ايست از آن حضرت اين خطبه را در آن هنگام فرموده است كه اخبار پى در پى به آن حضرت رسيده بود كه ياران معاويه بر شهرها مسلط شده اندو دو والى از طرف آن حضرت در يمن [ محل مأموريت خود را ترك كرده ] و نزد امير المؤمنين آمده بودنداين دو والى عبد اللَّه بن عباس و سعيد بن نمران بودند . [ ترك محل مأموريت اين دو نفر ] هنگامى بود كه بسر بن ارطاة بر آنان پيروز شده بودامير المؤمنين در حالى كه از سنگينى كردن يارانش از جهادو مخالفت با رأى آن بزرگوار ، سخت دلتنگ بود ، به منبر رفته فرمود : براى من جز كوفه نيست كه در سلطهء من قرار گرفته ، قبض و بسط آن را در اختيار دارماگر اى كوفه ، براى من چيزى نباشد ، جز تو در حالى كه بادهاى بر هم زننده در تو مىوزد ، خدا زشتت كناددر اينجا گفتهء شاعر را مثال آورد : سوگند به زندگانى پدر نيكوى تو اى عمرو ، من بهره اى جز ته مانده اى اندك از اين ظرف ندارم سپس فرمود : خبر به من رسيده است كه بسر بن ارطاة مشرف به يمن گشته استو سوگند به خدا ، من اطمينان دارم كه آنان به همين زودى دولت را از شما خواهند گرفت [ اين تسلط ] به جهت اجتماع و تشكل آنان در باطلشانو پراكندگى شما از حقتان مىباشد [ اين تسلط ] به جهت نافرمانى است كه شما در بارهء پيشوايتان در حقو اطاعت آنان از پيشوايشان در باطل دارندو اداى امانتى كه به صاحب خود مىنمايند و خيانتى كه شما بصاحبتان